هفت عادت مخرب

اگر در ارتباط با اطرافیان این عادات را دارید، باعث تخریب روابط می شود:

۱_عیب جویی (انتقاد)

انتقاد کردن و عیب و اشتباه فرد را بازگو کردن، باعث ایجاد دلخوری و ناراحتی می شود. اگر والدین به کرات از رفتارهای فرزند خود ایراد بگیرند و اشتباهاتش را متذکر شوند به مرور فرزند استنباط می کند که از پس بسیاری از کارها بر نمی آید، بی عرضه و کم توان است.
اگر تفکر «من نمی توانم» در فردی ریشه کند؛ از اقدام های جدید کناره گیری می کند، اضطرابش بالا می رود و چون از ترس اشتباه کردن، دست به فعالیت های جدید نمی زند؛ در نتیجه مهارتش کم می شود و اشتباهاتش زیاد.
چرخه ای به این شکل پدید می آید؛
فرد پس از اشتباه مورد انتقاد قرار می گیرد، نگرانیش بالا می رود، دست به کارهای جدید نمی زند، مهارت کسب نمی کند، در اثر بی مهارتی اشتباه می کند، مورد انتقاد قرار می گیرد، نگرانیش بالا می رود…..
گاهی بد نیست اجازه دهیم کودک اشتباه کند، گاهی پس از اشتباهی که در اثر بی مهارتی است به او آموزش دهیم، گاهی باید اشتباه کوچک را نادیده گرفت و …

تمرین

در برابر اشتباه، غیر از انتقاد کردن چه کار دیگری می توانیم انجام دهیم تا در اطرافیان اضطراب ایجاد نکنیم و آزادی عمل را از آنها سلب نکنیم؟
اگر خودمان همان اشتباه را انجام دهیم ترجیح می دهیم با ما چگونه رفتار شود؟

۲– سرزنش کردن

کلماتی حاوی این معانی
مگر من به تو نگفته بودم
تقصیر خودت بود
باز هم می خواهی خراب کاری کنی؟
باز هم آبرو ریزی؟
چندبار باید بگویم….
حرف توی کله ات نمی رود و…
این عبارات و عبارات مشابه باعث فرد مخاطب احساس کند آنچه مورد انتظار ماست، شکست و ناتوانی اوست پس به داشته ها و توانمندی خود بی اعتماد می شود.
درست است که گوینده این کلمات قصد دارد مانع اشتباهات مکرر شده و باعث پیشرفت گردد؛اما برعکس ناخواسته مانع پیشرفت شده و باعث شکست های مکرر خواهد شد.
کودکانی که زیاد مورد سرزنش قرار می گیرند از خودشان توقع انجام کار درست و شایسته ندارند و والدین هم با گفتن من می دانستم های مکرر در پی هر اشتباه و گوشزد کردن آن، به کودک منتقل می کنند. که آنچه ما از تو انتظار داریم، عدم توانمندی و موفقیت است.
پس کودک انتظارات ما را از خودش برآورده می کند.
کودکانی که در معرض سرزنش های پی در پی قرار می گیرند، به موفقیت های زیادی دست نمیابند یا اگر اهل تلاش بشوند هرگز از خود و زندگی و دیگران احساس رضایت نخواهند کرد.
این افراد دارای حرمت نفس پایین و احساس گناه زیاد هستند.

۳_شکایت کردن

اگر رفتارهای بد کودک را به دیگران گزارش دهیم، اعتماد فرزندمان به ما از بین خواهد رفت.
درست است که شاید با شکایت کردن، کمی آرام شویم و دیگران با ما همدردی کنند، اما نتایج منفی زیادی به بار می آید.

  • به فرزند خود و دیگران اعلام کرده ایم که ما در مقام والد عاجز و ناتوانیم
  • دست دیگران را برای مداخله در امور زندگی خود باز کرده ایم و به آنها اجازه داده ایم که در تربیت فرزندمان اظهار نظر کنند
  • فرزندانمان را زیر ذره بین دیگران قرار داده ایم
  • ممکن است اطرافیان به سرزنش، نصیحت یا تحقیر فرزندمان بپردازند که باعث عزت نفس پایین در فرزندمان خواهد شد
  • ممکن است به طرفداری از فرزند مان بپردازند که اقتدار ما به عنوان والد زیر سوال خواهد رفت
  • اعتماد فرزندمان را از دست میدهیم و او را به پنهان کاری سوق می دهیم

۴_غرغر کردن

والدینی که مدام غر می زنند:
خسته شدم از بس …
چرا این اینجاست…
چرا لباست و کثیف کردی…
اسباب بازی هات همه جا ریخته…
البته غر زدن معمولا در یک جمله خلاصه نمی شود، مانند رگبار جملاتی را پشت سر هم بیان می کنیم.
کودکانی که زیاد غرو لند می شنوند، کم کم از شنیدن سخنان والدین عاجز خواهند شد. تصور کنید افرادی که منزلشان در کنار اتوبان است پس از مدتی دیگر صدای تردد ماشین ها را نمی شنوند اگر فرزندی دارید که نسبت به صحبت های شما بی اعتناست به رفتار خود دقت کنید، شاید شما هم جزو والدین غرغرو باشید.
اگر در ارتباط با اطرافیان این عادات را دارید، باعث تخریب روابط می شود.

۵_تهدید کردن

هنگامی که کودک کاری می کند که شما را می آزارد ممکن است برای کنترل او تهدیدش کنید:
الآن می آیم حسابت را می رسم
بگذار به بابا بگم
بلند میشم …
اگر این کار رو بکنی فلان چیز رو برات نمی خرم، فلان جا نمیریم …
تهدید، امنیت کودک را به خطر می اندازد، تنبیه به تعویق افتاده، اضطراب را بالا می برد و احتمال رفتار ناپسند را بیشتر می کند.
وقتی تنبیه کودک را تا آمدن پدر به تعویق می اندازیم چند پیام به فرزند خود داده ایم؛
🔹من از عهده تو بر نمی آیم، باید شخص سومی باشد تا بتواند تو را مدیریت کند، در نتیجه کودک می داند تا پدر نیامده فرصت دارد به کار خطایش ادامه دهد
🔹زمانی که بعد از خطای کودک او را تهدید به تنبیه می کنیم، کودک هر زمان منتظر است تا او را تنبیه کنیم، گیج و سردرگم است که چه تنبیهی در انتظارش است و اضطرابش بالا می رود و امنیتش کاهش می یابد.
🔹اگر در پی هر رفتار نادرست کودک، تنبیهی جدید تدارک ببینیم و به کودک ارائه دهیم و او را از چیزی محروم کنیم، کودک ترسش بالا می رود و امنیتش کاهش می یابد.

۶_تنبیه کردن

تنبیه انواع مختلف دارد.
⭕️تنبیه کلامی
⭕️تنبیه عاطفی
⭕️تنبیه امتیازی
⭕️تنبیه بدنی
منظور از تنبیه کلامی، به کار بردن الفاظ ناخوشایند است. کلماتی که احساس بدی در فرد شنونده ایجاد می کند.
نمونه بارز تنبیه عاطفی قهر کردن و طرد کردن است.
تنبیه امتیازی به معنی گرفتن امتیازات داده شده به کودک بعد از مشاهده رفتار اشتباه و نادرست است.
مثلا نرفتن به تفریح یا نخریدن اسباب بازی محبوب.
تنبیه بدنی هم کاملا موضوع مشخصی است و درجات مختلفی دارد از یک پشت دستی آرام تا سوزاندن و شکستن اندام کودک.
درست است که ما نیاز به بازدارنده هایی داریم تا بتوانیم فرزندمان را به شکل مطلوب پرورش داده و تربیت کنیم، اما تنبیه در جهت تربیت کودک استفاده نمی شود، در جهت کنترل کودک است و ما تا زمان محدودی موفق به کنترل اطرافیان خواهیم شد و پس از مدتی مشاهده خواهیم کرد که تنبیه کارایی و کارآمدی خود را از دست می دهد.

کودکانی که مدام مورد تنبیه قرار می گیرند، دو وضعیت را در پیش خواهند گرفت:
⬅️کودک ممکن است به این نتیجه برسد که: هر کاری دلم می خواهد انجام می دهم و تنبیه می شوم؛ یعنی سرکشی و نافرمانی زیاد
⬅️نتیجه گیری دیگر کودک ممکن است ترس از اقدام باشد. کودک در آینده فردی دایما نگران خواهد شد که از ترس اشتباه کردن و در پی آن تنبیه شدن، دست به اقدام در جهت رشد و پیشرفت نخواهد زد.

مراقب رفتار خود با فرزندان و عزیزان مان باشیم.

۷_باج و رشوه دادن:

غذایت را بخور تا ببرمت پارک
اتاقت را جمع کن تا بستنی برات بخرم
اگر فلان کار را کردی من هم برایت…
این عبارات و موارد مشابه باج دادن به کودک است.
کودکی که عادت به باج گرفتن می کند؛ منبع انگیزه اش بیرونی می شود و به‌تدریج نیروی محرکه درونی ش کاهش می یابد.
ما در بزرگسالی برای پیشرفت به انگیزه درونی نیازمندیم و اگر از آن محروم باشیم، همیشه منتظریم تا عوامل بیرونی ما را به حرکت در آورند.
کودک به طور ذاتی از انگیزه درونی قوی برخوردار است و ما والدینیم که این انگیزه را با باج و رشوه تضعیف می کنیم.

این هفت عادت مخرب را به ذهن خود بسپارید.